فاصله بستن قرارداد تا نوبت بازی ام سه سال طول کشید


سیامک اطلسی بازیگر نقش حسین بن نمیر در سریال مختار نامه، یکی دیگر از بازیگرانی بود که در برنامه نقش عشق حاضر شد و به سوالات مختلف درباره نقشش پاسخ داد.

او در توضیح چگونگی پیشنهاد نقش و امضای قرارداد گفت:«زمانی که آقای میرباقری و همکارانشان در تدارک برنامه بودند این نقش به من پیشنهاد شد. روزی که به دفتر ایشان رفتم به من چند فیلمنامه دادند و گفتند مطالعه کن تا خبرت کنیم. جالب اینکه از آن روز من سه سال صبر کردم تا بالاخره خبرم کردند! اواخر سال سوم بود و من داشتم نا امید می‌شدم. جالب اینکه آن روزها مصاحبه‌ای با یکی از نشریات داشتم و پاسخ به اینکه مشغول چه کاری هستم، گفتم چنین پیشنهادی بوده اما فکر می‌کنم تا الان کنسل شده باشد. چند روز بعد از این مصاحبه بود که برادر آقای میرباقری با من تماس گرفتند و گفتند ناامیدی درکار نیست و هنوز نوبت تصویر برداری سکانس‌های مربوط به تو نرسیده است.»

اطلسی همچنین درباره حضور در اثر تاریخی مثل مختار نامه گفت:«نقش تاریخی یک کارنامه دارد و فیلمنامه نویس روی تصوراتی که دارد برای خودش نمی‌نویسد. من هم به آقای میرباقری و هم به فیلمنامه او اعتقاد و اعتماد داشتم به همین دلیل مطمئن بودم که قرار است یک نقش اصیل تاریخی بازی کنم.»

بازیگر نقش حسین بن نمیر در توضیح دیالوگ‌های فلسفی و شعرگونه این شخصیت توضیحات جالبی دارد:«اتفاقا وقتی فیلمنامه را مطالعه می‌کردم به این نکته پی بردم و در این باره با آقای میرباقری صحبت کردم. ایشان به من گفتند یزید یک شاعر بوده و حسین بن نمیر به عنوان یکی از نزدیکان و فرمانده سپاه او تاثیراتی از او گرفته و نتیجه اش لفاظی خاصی است که حسین بن نمیر دارد. یادم است وقتی سوار دیالوگ می‌شد دیگر پایین نمی‌آمد و سخن وری او ادامه داشت. در یکی از صحنه‌ها سه صفحه دیالوگ داشتم و قرار بود سه دوربین این صحنه را تصویربرداری کند. در این صحنه روی اسب بودم و رجز می‌خواندم. بعد از پایان سکانس آقای میرباقری و بقیه بچه‌ها برایم دست زدند و تشویقم کردند.»

اطلسی درباره امکانات خوب کار میرباقری برای راحت تر شدن کار برای بازیگران هم توضیح جالبی دارد:«طراحی دکور و سبک کارگردانی آقای میرباقری به قدری حرفه‌ای بود که برای صحنه‌هایی که ما روی اسب می‌نشستیم و دیالوگ می‌گفتیم، ماکت‌هایی از اسب طراحی شده بود تا تکان‌های اسب باعث به هم خوردن تمرکز ما نشود.»

اطلسی همچنین درباره آشنایی قبلی اش از مختار تا پیش از حضور در این کار گفت:«تمام آشنایی من با وقایع مربوط به مختار و مختار نامه مربوط به تعذیه‌هایی بود که دیده بودم مثلا یک بار در محرم در یزد فیلمبرداری داشتیم و ما برای تماشای تعذیه به آن میدان رفتیم و بخشی از داستان‌های مربوط به مختار را دیدیدم.»

اطلسی معتقد است که مثبت بیا منفی بودن نقش نباید برای بازیگر اهمیت داشته باشد:«مثبت یا منفی بودن نقش پیشنهادی برای من اصلا مهم نیست. برای من مهم این است که شخصیت به خوبی در بیاید.»
سیامک اطلسی در پایان سخت ترین پلان اجرایش را توصیف می‌کند:«یک جا روی اسب با کلاه نقاب دار در میدان نبرد بودم و شمشیر در دستم بود. یک بازیگری که کور بود، قرار بود من را بغل کند و من از روی اسب بیفتم. بعد از آگاهی از این پلان پیش آقای میرباقری رفتم و به ایشان گفتم این کار با این سن و سال برای من خطرناک است. اما آقای میرباقری گفتند حتما باید این اتفاق بیفتد. در نهایت این صحنه با جزئیاتی که داشت یکی از سکانس‌های سخت من بود.»

Portfolio image