دنیل اوتوی


سینمای ملی هر کشوری با مولفه های مختلفی معنا میشود. یکی از این مولفه ­ها استفاده از مضامین و داستانهای قومی آن کشور است که هم برای بیننده بومی آشنا باشند و هم برای بیننده خارجی جذاب. مولفه دیگر, بازیگران صاحب‌نامیست که بعد از رسیدن به شهرت استودیوهای داخلی را رها نکنند و مادام­العمر در بازار هالیوود مشغول نشوند. سینمای فرانسه با بهره­گیری از این عناصر, و با برگزاری جایزه سزار که معادلی داخلی برای اسکار است, هر ساله نمونه­های جذابی به مخاطبان جهانی عرضه میکند. و گرچه تصویر کلی اکثر سینمادوستان از سینمای فرانسه فیلمهائی به اصطلاح روشنفکرانه و کم­مخاطب است, اما تولیدات داستانی خوش­ساخت با جذابتیهای عام نیز در این میان بسیار دیده میشوند. دانیل اوتوی, هنرپیشه فرانسوی, از بازیگران کهنه­کار و گران­قیمتی است که سالها در درامهای پرفروش کشورش درخشیده,  و 12 بار نامزد جایزه سزار شده است.

دانیل اوتوی در سال 1950 و از والدینی فرانسوی در الجزایر متولد شد, و در کودکی همراه آنها که در کار موسیقی بودند به فرانسه بازگشت. دانیل که از نوجوانی به بازیگری علاقمند بود گرچه نتوانست در کنسرواتوار ملی هنرهای دراماتیک پذیرفته شود اما نخستین بار در سال 1970 به روی صحنه تئاتر رفت. او پیوند با تئاتر را حتا پس از تثبیت در سینما نیز حفظ کرد, چنان که در سال 1988 برای نمایش "بی­ثباتی مضاعف" Double Inconstancy, و ‌در سال 1991 برای نمایش "نیرنگهای اسکاپن" Les Fourberies de Scapin برنده جایزه تئاتری مولیر شد. نخستین فیلم اوتوی با عنوان "ما دونفر" در سال 1979 اکران شد, اما موفقیت بزرگش به سال 1986 و فیلم  "ژان دوفلوره" Jean De Florette و ادامه­ی همزمان آن یعنی "مانون بهاری" Manon Des  Sources برمیگردد: درامهائی تاریخی در فضائی روستائی که از روی یکی از رمانهای مارسل پانیول ساخته شدند, و اوتوی را برنده جایزه سزار و نیز بفتای بهترین بازیگر کردند. موفقیت بعدی اوتوی فیلم "قلبی در زمستان" (1993) A Heart in Winter بود: ملودرامی با پسزمینه موسیقی که او را نامزد جایزه فیلم اروپا کرد. اوتوی بالاخره این جایزه را در سال 2005 و برای درام پرتعلیق میشائیل هانکه یعنی "پنهان" Cache ربود.

دومین سزار اوتوی با فیلم جذاب و سیاه و سفید "دختر روی پل" (1998) Girl on The Bridge نصیبش شد که در آن نقش یک کاردانداز حرفه­ای را ایفا میکرد. او که در کمدی تاریخی "ناپلئون و من" (2006) Napoleon & Me در نقش ناپلئون بناپارت ظاهر شده, درکارنامه اش فیلمهای جنائی معمائی نیز زیاد دارد, از جمله "دزدان" (1995)The Thieves ؛ و "منطقه سی و ششم" (2004) Department 36. اما محبوبترین فیلم اوتوی بی­تردید "روز هشتم" The Eight Dayاست که جایزه کن سال 1996 را نیز برایش ارمغان آورد: در نقش مردی نومید و گرفتار کلیشه­های شکست­خورده زندگی شهری که تصادفا با پسر جوانی مبتلا سندرم دان دوست میشود و از دیدن رهائی بی غل و غش او به معنای تازه­ای از زندگی میرسد. از تازه­ترین آثار اوتوی نیز میتوان به فیلم "دختر مردچاه­کن" (2011) The well-digger’s Daughter اشاره کرد که خودش آن را کارگردانی هم کرده است. این فیلم که باز هم اقتباسیست از یکی از رمانهای مارسل پانیول, داستانی احساسی در بحبهه جنگ جهانی و با پسزمینه اختلاف طبقاتی را روایت میکند: سوژه­ای که به گفته خوداوتوی دلیل اصلیش برای تصمیم به کارگردانی بوده وگرنه هیچگاه در اندیشه چنین کاری نبوده است.

   

 

آخرین فیلم ها